استان بازمانده از ایرانی باستان -abi+stāna* است که مرکب از پیشوند -abi و -stāna* که مشتق از ریشهٔ -stā به معنی «ایستادن» است. در فارسی میانه awestām و در فارسی دری ustān گشته است.
استان با واژه‌های آلمانی Staat، انگلیسی state، ایسپانیایی Estado، فرانسوی État هم ریشه و با Province در انگلیسی، Provinz در آلمانی و Province در فرانسوی هم معنی است.

در زمان حکومت رضا شاه پهلوی، در دی‌ماه ۱۳۱۶ خورشیدی دو قانون خاص به تصویب رسید و با تجدید سازمان اداری کشور، ایالات پیشین ایران جای خود را به استان‌ها داد. استان‌ها به شهرستانها و شهرستانها به بخش‌ها و دهستانها تقسیم شدند. هر استان، استاندار خود و هر شهرستان، فرماندار خود را داشت و این دو مدیر مستقیماً به وسیله شخص شاه گمارده می‌شدند. با وجود تغییرات جزئی فراوانی که از آن زمان تاکنون در تقسیمات کشور صورت گرفته، اساس تقسیمات کشوری هم چنان قانون ۱۳۱۶ است.
در حال حاضر استاندار از سوی وزیر کشور انتخاب می‌شود و فرمانداران و بخشداران استان خود را انتخاب می‌کند، هم‌چنین دهستان از این واحدها حذف گردیده و تعداد استان‌های کشور به ۳۱ رسیده‌است.

نظام‌های سیاسی بر مبنای میزان استقلالی که برای واحدهای جغرافیایی کوچک‌تر خود قائل می‌شوند به دو دسته فدرال و حکومت‌های مرکز گرا تقسیم می‌شوند. اغلب کشورهایی که دارای نظام سیاسی آزاد هستند مانند ایالات متحده، کانادا، آلمان، اسپانیا، سوئیس و هند اختیارات زیادی را در امور داخلی به دولت‌ها و مجالس ایالتی اعطا می‌کنند. فدرالیسم در کشورهای وسیع و صاحب زبان‌ها و فرهنگ‌های متفاوت می‌تواند عاملی برای حفظ وحدت کشور باشد.
اختیارات استان‌ها در ایران از مشروطه تاکنون بسیار ناچیز بوده و همین اختیارات جزئی نیز همواره به دلیل انتخاب مسئولان منطقه توسط دولت و نبود پارلمان‌های محلی دردست منصوبین حکومت مرکزی بوده‌است.
ساعت : 2:48 am | نویسنده : admin | مطلب قبلی | مطلب بعدی
Page : 2 - 3 - 4 - 5 - 6 - 7 - 8 - 9 - 10 - 11 - 12 - 13 - 14 - 15